الشيخ علي المشكيني

378

تفسير روان (فارسى)

بَرَزَ الإيمانُ كُلُّهُ إلَى الشّركِ كُلّه : ايمان به تمامه با شرك بتمامه مقابل شد . « 1 » پس امير المؤمنين عليه السلام « عمرو » را دعوت نمود به يكى از اين سه : يا ايمان آورد ، يا از جنگ با پيامبر دست بردارد ، يا از اسب پياده شود . عمرو امر سوم را اختيار كرد ؛ اما در نهان از حضرت ترسناك بود . گفت : يا على ، به سلامت باز گرد ، هنوز تو را وقت نبرد با مردان نرسيده است ، با سابقهء پدرت دوست ندارم تو را بكشم ، نمىدانم پسر عمويت به چه ايمنى تو را به جنگ من فرستاده و حال آن كه قدرت دارم تو را با نيزه‌ام ميان آسمان و زمين معلَّق بدارم ! حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرمود : اين سخنان بگذار . همانا من دوست دارم تو را در راه خدا بكشم . پس عمرو پياده شد و اسب خود را پى كرد و با شمشير به سوى امير المؤمنين عليه السلام تاخت و با هم سخت كوشيدند . تا آخر الامر عمرو فرصتى پيدا كرد و شمشير را بر امير المؤمنين فرود آورد ، حضرت سپردر سر كشيد ، شمشير عمرو سپر آن حضرت را دو نيمه كرد و سر مبارك را جراحتى رسانيد ؛ حضرت چون شير زخم‌خورده شمشير بر پاى او زد و پاى او را قطع كرد ، عمرو بر زمين افتاد ، حضرت بر سينه‌اش نشست ، عمرو گفت : اى على ، در جاى بزرگى نشستى و چون مرا كشتى جامه از تن من بيرون ميار ، حضرت فرمود : اين كار بر من خيلى آسان است . ابن ابى الحديد و غير او گفته‌اند : چون حضرت از عمرو ضربت خورد ، مانند شير خشمناك بر عمرو شتافت و سر پليدش را از تن بينداخت و بانگ تكبير برآورد . مسلمانان ازصداى تكبير آن حضرت دانستند كه عمرو كشته گشت ، پس حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : ضَرْبَةُ عَلِىٍّ يَوْمَ الْخَنْدَقِ أفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ الثَّقَلَيْنِ . ( آيهء 12 ) وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنفِقُونَ وَ الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُه‌ُو إِلَّا غُرُورًا

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 20 ، ص 273 ، و نيز ج 39 ص 1 به نقل از طرائف .